گذرگاه

انی مهاجر الی ربی انه هو العزیز الحکیم (یادداشت های یک طلبه دانشجو)

امر یا امل-2
نویسنده : - ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٠
 

خوانده ام که حاج شیخ عباس قمی وقتی تنظیم و تدوین کتاب مفاتیح الجنان را تمام می کنند، آن را برای حروف چینی و کارهای چاپ به تهران می آورند، در هنگام تحویل کتاب برای چاپ با خود فکر می کنند آیا واقعاً این اعمال قابل عمل کردن و انجام دادن است، این سوال باعث می شود، شیخ عباس، کتاب را با خود برمی گرداند و  مشغول انجام اعمال و نمازها و خواندن ادعیه می شوند و یک سال بعد، پس از کسب اطمینان، کتاب را برای چاپ برمی گردانند.

اینطور شد که تصمیم گرفتم نوشته ای که قرار بود در ادامه مطالب امر یا امل، پیرامون صحبت های آقا در زمینه اخلاق و علم و اصلاح الگو بنویسم و در حقیقت برنامه عملی خودم بود را به تاخیر بیاندازم تا ببینم خودم می توانم در مدتی آن را اجرا کنم و عملی هست یا نه؟

در ابتدا از اصلاح الگوی مصرف شروع کردم، در دو بعد زندگی شخصی و کاری سعی کردم آن را پیاده کنم.

در زمینه زندگی کاری:

1- کلیه گزارش ها، پروژه ها، تمرین ها، برگه های پیش ثبت نام، نظر خواهی و هر عنوان دیگری که تاکنون کاغذی تحویل گرفته یا داده می شد، از طریق ایمیل دریافت و ارسال می گردد و تاحد امکان از دریافت مستند کاغذی و کاور و تلق و شیرازه و ... خودداری می شود.

2- برای گرفتن کوییزها، سوالات را روی یک اسلاید از طریق ویدئو پروژکتور نشان می دهم و دانشجویان در کاغذی که نقشه مفهومی درس را روی دیگر آن نوشته اند، یادداشت می کنند، چون سوالات غالباً مرور درس است، به همراه نقشه مفهومی تصحیح شده و به دانشجویان برای داشتن خلاصه درس و مرور شب امتحان برگردانده می شود.

3- متاسفانه اکثر اساتیدی که همکار پژوهشی هستیم، عادت به مطالعه کاغذی مستندات، خصوصاً آنهایی که طولانی است دارند و ترک عادت نیز نمی کنند، در این موارد مستندات را در دو روی کاغذ پرینت می کنم و یا روی دوم صفحاتی که حاوی مطلب دیگری بوده اند و البته با ذکر این توضیح که برای کاهش استفاده کاغذ، به این شیوه ارائه شده و حمل بر بی احترامی نگردد(تبلیغی هم می شود برای اصلاح الگوی مصرف)

4- خاموش کردن چراغ ها و سیستم ها و بستن پنجره ها پس از خروج از کلاس

5- هم فکری با بچه ها برای پیدا کردن راه های بیشتر

6- در رفت و آمدها غالباً گروهی می رویم و با برنامه ریزی برای همراهی افرادی که مسیر مشترک دارند و می شود از اتومبیل شخصی استفاده نکرد.

7- استفاده از لیوان شخصی و عدم استفاده از لیوان های یک بار مصرف پلاستیکی و استفاده از تی بگ ها به دفعات

8- فکر می کنم مهمترین منبعی که با الگوی ناصحیح مصرف می کنیم و متاسفانه به هیچ وجه قابل برگشت هم نیست، زمان است. سعی می کنم عمر خودم و مخاطبم را تا حد امکان با بی برنامگی و عدم برنامه ریزی و هماهنگی هدر ندهم، قرارها را حتماً در روز قبل مجدد چک می کنیم، به هر گروه دانشجویی زمان اختصاصی می دهم تا وقتش در رفت و آمد هدر نرود و از سوی دیگر تا حد امکان از گوگل تاک و اسکایپ برای حل مشکلاتی که بدون مراجعه هم حل می شود استفاده می کنیم. شاید این جمله را از خیلی از دانشجویان شنیده باشید که نصف عمرشان، پشت در اتاق استاد هدر شده است.

ان شاء الله موارد دیگر و موارد مربوط به بعد زندگی شخصی را نیز خواهم نوشت، این موارد برای ارجاع خودم و احساس تعهد بیشتری است که از طریق نوشتن برایم ایجاد می شود و احیاناً اگر فردی مناسب و مفید دید و تصمیم به اجرا کرد، فبه المراد...


 
 
و تواصو بالحق و تواصو بالصبر
نویسنده : - ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢
 

یک ویژگی مثبت جریانات اخیر پس از انتخابات،‌ به عقیده من کمتر شدن بحث های بی حاصل و بیهوده است‌،‌ پیش از این به دلیل عمق نفاقی که آشکار نشده بود،‌ ساعت ها وقت صرف می کردی برای مقایسه دو رویداد،‌ دو سیاست،‌ دو شخص که در اصول،‌ معیارها و اولویت ها تفاوتشان از زمین تا آسمان بود و اکثراً‌ دو طرف بحث هم این را نمی فهمیدند که در اصول با هم مشکل دارند.

مثلاً‌ برای فردی عزت و دفاع از مظلوم در اولویت بود برای آن یکی دیپلماسی و جایگاه جهانی، تازه تلقی ها هم از واژه های یکسان متفاوت بود،‌ مثلاً‌ هنگام سخنرانی رئیس جمهور در سوییس،‌ مدت ها بحث می شد که خوب شد که صندلی ها خالی شد یا نه، بدون اینکه بدانی طرف صحبتت اصلاً‌ به اصول تو معتقد نیست.

اما الان به راحتی و بدون بحث، زندگیت را می کنی،‌ فوقش می گویی معیار ما این است و در معیار ما، اگر غیر این روی می داد عجیب بود،‌ اگر یک عده مستکبر که منافعشان در تعارض با گفته های ماست بنشینند، جای تعجب دارد.

یا وقتی سخنرانی رئیس جمهور اصلاحات با خبرگزاری سی. ان. ان را گوش می دهی که ذلیلانه به هر ابزاری از جمله یکی دانستن انقلاب اسلامی با انقلاب سیاه ها برای نان و زمین،‌ متوسل می شود تا بگوید ما منافع و نقاط مشترک بسیار داریم،‌ تعجب نمی کنیم.

حال می توان روی اصول صحبت کرد و تلقی ها را درست کرد.

مدت هاست به دنبال پاسخ این سوالم که وظیفه مان برای زمینه سازی ظهور چیست؟ به تازگی پاسخی یافته ام که تکلیفمان را مشخص تر کرده و آن تمیز حق و باطل است که کسی در جبهه باطل نماند که بی خودی آنجا مانده و در جبهه حق هم کسی سطحی و اتفاقی باقی نماند. باید دین را کامل شناساند،‌ اتمام حجت شود و نیروهای دو جبهه غربال شوند. برای این کار باید لباس عمل پوشید  و به عمل مجهز شد نه کار کتابخانه ای و نظری.

هم اکنون در دنیا بسیاری از احکام اسلامی اجرا می شود بدون اینکه مردم بدانند از اسلام است،‌ کار تبلیغی جدید می تواند این باشد که بدون ذکر اسم اسلام،‌ مردم را زودتر به بن بست ها و حرف حق برسانیم.

برادران و خواهران جبهه سبز،‌ با تمام توانتان به سوی هدر دادن انرژی هایتان،‌ اتهام و تمسخر ادامه دهید،‌ ما هم با تمام توان به شناساندن حق و تبلیغ آن می پردازیم. مسئول شوک های آینده تان مانند گذشته، توهم و کوتاهی و دوریتان از قاطبه ی مردم است.