گذرگاه

انی مهاجر الی ربی انه هو العزیز الحکیم (یادداشت های یک طلبه دانشجو)

تساوی
نویسنده : - ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٩
 

تو اتاق استادم نشستم،‌چند تا از دانشجوهاش میان و درباره انتخاب اساتید ترم بعد تبادل نظر می کنند،‌استاد مشغول تلفن می شه و با بچه ها درباره اساتید صحبت می کنیم، یه درسی دارند که مطالبش تازه است و چون رشته اونها هم بین رشته ای محسوب میشه و استاد کاربلد تو ایران به عدد کمتر از انگشتای یه دسته و موضوع پایان نامه اکثرشون هم مباحث همون درسه،‌اصرار دارند که یک استاد حسابی براشون بیاد.

کلاً‌ از ادبیات صحبتشون با استاد تعجب می کنم،‌ ورودی چند سال بعد از من هستند،‌با خودم می گم یعنی تو این چند سال این همه فضای دانشگاه عوض شده،‌دانشجوها به راحتی در مورد اساتید نظر می دن،‌به راحتی پیش استاد می گن که فلان استاد بیقه (بیغه؟) یا فلانی خیلی بده،‌فلانی تصویر داره،‌صدا نداره و ...

وقتی استاد مشغول تلفن شد،‌باهاشون هم صحبت شدم، گفتم یه استادی تو دانشگاه لیسانسم داشتم که اولین نفرهای ایران تو این مبحثی که می خوایین هست،‌خیلی برا دانشجو وقت میذاره‌،‌نمره نمی ده،‌تمام طول ترم به لعن و نفرین به خودش و خانوادش می گذره اما بعد ١سال،‌پدر بیامرزی براش می فرستین که چه چیزهایی نه در این درس که فرای این درس ازش یاد گرفتین،‌که خودم روش تدریس الانم رو مدیونشم.

دانشجوها خوشحال می شن،‌با استاد مطرح می کنیم، با یک نع بزرگ مواجه میشیم،‌مشکل قانونی،‌استاد مورد نظر ما،‌فوق لیسانس هستن،‌استادی که به جرئت از دو سوم اساتید متفرعن اون دانشگاه پر اسم و رسم بیشتر کار کرده و به روز تر هست.

خلاصه استاد ما،‌هزار و یک دلیل قانونی میاره که هیچ جوری نمیشه این کار رو کرد، دوره کارشناسی ارشد سطحش فلانه و دانشگاه و دانشکده و گروه ما هم سطحش بهمان

آخرش به بچه ها گفتم، همه چی که کلاس و درس رسمی نیست،‌یه کم همت کنید و مثل آدم های دوستدار علم و کنجکاو،‌پاشید برید سر کلاسش تو اون دانشگاه و ...

ماجرا تمام شد،‌ فقط یادم باشه دفعه بعد به استاد بگم،‌ آقای میرحسین موسوی با کارشناسی ارشد معماری با کدوم بند قانون در دوره دکترای با سطح فلان و دانشگاه و دانشکده و گروه با سطح بهمان این دانشکده،‌دانشجوی "دکتری" علوم سیاسی می پذیره

همه با هم برابریم برخی برابر ترند