گذرگاه

انی مهاجر الی ربی انه هو العزیز الحکیم (یادداشت های یک طلبه دانشجو)

دختر و پدر
نویسنده : - ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢۳
 

چند وقتی است که به رابطه میان پدر و دختر خانواده فکر می کنم، این تفکر با سخنرانی آقای پناهیان با موضوع تربیت دینی هم مرتبط است.

سال ها قبل کتابی از فروید می خوندم، در بخشی از اون آمده بود، دختران و پسران از سنین کودکی (سن خاصش خاطرم نیست) وقتی با جنسیت خود آشنا شدند، به جنس مخالفشان متمایل می شوند، یعنی پسران به مادرانشان متمایل می شوند و دختران به پدرانشان، جایی دیگر هم خوندم که تمام پسران در سنی از عمرشان عمیقاً می خواهند پدرشان را بکشند(!) و این در ارتباط با حسادتی که به رابطه میان پدر و مادرشان دارند هم مربوط می شود.

نمی تونم زیاد به یافته های دانش علوم انسانی غربی اعتماد کنم، هم از این نظر که علوم انسانی که با آزمایش و تجربه به دست آمده، به تعداد تجربیات، نظریات متفاوتی می تواند صادر کند و کلاً ساحت علوم انسانی برخلاف علوم تجربی، صحنه تکرارپذیری نیست و به دلیل تفاوت روحیات انسان غربی و شرقی و دنیاهای متفاوت، نمی توان به راحتی با چند مشاهده و تجربه حکم کلی برای تمامی انسان ها و فرهنگ ها صادر کرد.

گذشته از این، وقتی می توان حکمت و علوم را از منبع اصلی آن دریافت کرد، از سرچشمه ای که به گذشته و آینده خلقتش آگاه است، پشت کردن به آن عقلانی نیست، نه تنها با این کار راه عقل و تحقیق را نبسته ایم بلکه چند مرحله خود را جلو انداخته ایم و از دانسته ها در جهت رشد استفاده کرده ایم.

در مورد رفتار با دختران در سنت و سیره احادیث گوناگونی دیدم، معروف ترین شاید همون سخن پیامبر درباره محبت ویژه به دختران، هدیه دادن پس از بازگشت از سفر، ابتدا سلام کردن به آنها، ابتدا غذا کشیدن برای آنها در جمع و ... باشه.

آقای پناهیان در مورد راهکار آموزش حجاب به دختران می گفتند اگر پدر رابطه درست و مهربانانه ای با دخترش داشته باشه و خود و همسرش بر اساس اصول درستی زندگی کرده باشند، دخترشان مطمئناً حجاب را انتخاب خواهد کرد.

راستش در زندگی خودم و اطرافیانم که دقیق می شم، می بینیم، معمولاً پسرها در آینده، رفتار و کرداری مشابه پدرشان و دخترها هم مشابه مادرشان دارند اما آرزوها و اهدافشون رو مطابق خواست پدر یا مادرشون تنظیم می کنند، مثلاً اگر مادر خانواده ای، رسیدگی به خانواده و طبیعت گردی یا ... دوست داره، پسر با اینکه مشابه پدر رفتار می کنه اما هدف و جهت زندگیش رو از مادرش می گیره و از اون طرف بسیار دیدم مثلاً پدری که تحصیلات عالیه و دینداری رو ارجح می دونه و دختر خانواده با اینکه رفتار و کردار مشابه مادرش داره، به دنبال آنچه که پدرش می پسنده حرکت می کنه و همیشه خودش رو با اون معیارها موفق یا شکست خورده می دونه.

شاید در آینده با تکمیل مطالعات و مشاهداتم چیزهای بیشتری نوشتم