گذرگاه

انی مهاجر الی ربی انه هو العزیز الحکیم (یادداشت های یک طلبه دانشجو)

بل گرفتن
نویسنده : - ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٩
 

خیلی وقت است که دوست دارم از نظر روانشناسی،‌به وقایع اخیر بنگرم،‌اینکه چه خصوصیاتی در ما وجود داره که سبب موضع گیریمون میشه یا اون رو تشدید می کنه،‌ حتماً‌ باید مطالبی بنویسم تا سعی کنم ریشه های اون رو در خودم  از بین ببرم  و اگر فردی مفید دید در مورد خودش اجرا کنه.

عجالتاً‌ همان موضوع نفاق، مجدد در نظرم میاد،‌اینکه همه ما تا حدودی نفاق داریم،‌اینکه وقت موضع گیری ها،‌تنها رضای خدا رو در نظر نمی گیریم،‌خاطرم هست شنیده بودم که مرجعی بوده که حکمی برای شرایط نجس شدن آب چاه داده بوده و بعد مدتی به خاطرش میاد که در حیاط خونه خودش هم چاهی داره،‌از ترس اینکه نکنه این موضوع که خودش چاه داشته در کیفیت فتواش تاثیری داشته و شاید شرایط رو سهل تر گرفته میده چاه خونه رو پر می کنن و بعد دوباره مشغول تفکر و مطالعه برای فتواش میشه

خیلی اوقات این عادت ها و صفات بد اخلاقی ماست که داره خودش رو نشون میده نه یک موضع گیری سیاسی

مثلاً‌ اینکه من میرم برای کشته شدن فردی عزاداری می کنم،‌اون فرد در اثر ظلمی کشته شده و وقتی کذب این خبر رو میشنوم خوب اگر نفاق ندارم،‌باید قائدتاً‌ خوشحال شوم،‌در غیر اینصورت ناراحتی من تنها وسیله ای بوده برای هدفی که تصور می کردم و یک دورویی بوده از اینکه برای اون فرد نگرانم و از کشته شدن انسان های مظلوم غمگینم تنها یک وسیله بوده اما وقتی می بینی فردی که پیش خودش مجلس ختم دختر جوونی رو می گیره و بعد می فهمه که اون دختر اونور دنیا داره زندگی می کنه چرا باز هم باید خشمگین بشه و به زمین و زمان ناسزا بگه

این بل گرفتن ما از همدیگه خیلی بد شده،‌ منتظریم فرصتی پیش بیاد تا اونو چماق کنیم بکوبیم تو سر همدیگه،‌یعنی کافیه از یه منبع دست دهم یه چیزی بشنویم برخلاف وقت هایی که به نفعمون هست و هزار تا منبع و سند جور می کنیم تا خودمون رو امین نشون بدیم،‌بدون مراجعه به اصل منبع با استفاده از یک تکنیک قدیمی ایجاد جو روانی فقط سعی می کنیم با تکرار زیاد با مردم مثل یک طوطی رفتار کنیم تا یاد بگیرند و تکرار کنند

چنین کسانی به نظر من،‌بر اثر نفاق ابتدا شعارهایی مثل آزادی بیان و گفتمان و زنده باد مخالف من می دهند،‌تا وجه ای کسب کنند و بعد در مقابل همان شعارها وظیفه ای در خود نمی بینند،‌ابتدا چهره یک فرد پرسوال ایجاد می کنند،‌سعی می کنند سوال های زیادی در ذهن مردم ایجاد کنند و به موازات آن،‌کانال های پاسخ به آن سوالات را هم می کوبیدند تا از این طریق جوانانی که شاید وقت کافی برای جستجوی پاسخ نداشته باشند را درگیر کنند و اعتماد به کانال های پاسخگو را هم که گرفته اند و به آزادی بیان و احترام به مخالف هم که بی توجهند و در این شرایط ماهی خود را می گیرند.

اول اینکه همه اینها را گفتم که مواظب نفاق درونیمان باشیم،‌هم کسانی که سخنرانی آقای صانعی را استدلال می کنند:‌ به نظر بنده ایشان در انتهای سخنرانیشان یک مثل آوردند که به دلیل سابقه تلاش ایشان در دروغ گو خواندن رئیس جمهور و موارد مربوط به امام زمان اینطور به ذهن می آمد که ایشان تهمت زده اند جدا از اینکه موضع ایشان را نمی پسندم ولی ایشان این را هم نگفته اند.

دوم اینکه کاش میشد که جریان موافق ایشان با وجود گذشت نزدیک به ٢ ماه،‌در میان منابع بیشماری که در مواقعی که به نفعشان است،‌تهیه می کنند و لینک می دهند‌،سر مجددی به سخنرانی رئیس جمهور در مقابل چشم هزاران نفر می زدند تا تکرار عبارت خس و خاشاک از جانب آنان ما را به بی اعتبار دانستن باقی صحبت هایشان نرساند