گذرگاه

انی مهاجر الی ربی انه هو العزیز الحکیم (یادداشت های یک طلبه دانشجو)

لم یلد و لم یولد
نویسنده : - ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٤
 

امشب بار دیگه به این نتیجه رسیدم که خانواده یکی از بزرگترین نعمت های خداست.

اون موقع که تصمیم داشتیم با یوسف برا ادامه تحصیل بریم،‌ هرچند به دلایل دیگه ای نرفتیم اما اگه درک الان رو داشتم و یا همین الان می خواستیم بریم،‌ به خاطر خانواده نمی رفتیم.

حیفه این عمر نیست که در کنار اون ها سپری نشه،‌ این همه محبت، این همه دوست داشتن و از خودگذشتگی

آدم بدون محبت کردن و محبت دیدن نمی تونه ادامه بده،‌ خدا رو شکر خدا ما رو از این نظر بی نیاز کرده

هرچند شاید از دید ایده آل توقعاتی وجود داشته باشه،‌ اما باید یاد بگیریم که نسبت به آدم ها کمترین توقع و بیشترین محبت رو داشته باشیم.

کلاً‌ تو زندگی باید طرفت خدا باشه نه مردم،‌ اگه طرفت خدا باشه می دونی که می بینه و درکت می کنه،‌ به خدا گله و شکایت می کنی و سر اون منت میذاری و چه کسی بهتر  از اون برا خریدن ناز بنده اش

خدایا شکرت که پدر و مادر و برادر دارم،‌ پدرهمسر و مادر همسر دارم،‌ خدا رو شکر که با محبتن و محبت آدم رو درک می کنن،‌ خدایا تا روزی که صلاح می دونی،‌ سالم نگهشون دار و عاقبت به خیر کن

این هم از تولد امام حسین امسال و سوری که داداش داد،‌ امسال این تولد یه جور دیگست،‌ با سال های قبل فرق می کنه،‌ چون رفتم پیشش‌،‌ حرمش رو دیدم و وقتی به حرم راهم دادن،‌ یعنی نزدیک تر شدم،‌ مهمون ویژه بودم. چقدر احساسم به علی اکبر(ع) عوض شده،‌ کاش ...

فردا باید برا مصاحبه برم،‌ یا امام حسین،‌ اگه جور شه،‌ یک فصل جدید تو زندگیم باز می شه،‌ کاهش یقین تو رو داشتم،‌ چیزی که زیر قبه ازت خواستم،‌ کاش دید تو رو داشتم به زندگی،‌ کاش این از جانب تو جلو پام قرار گرفته باشه،‌ کاش توش غرور و حرص دنیایی نباشه

خسته شدم از ریا و ادای حرکت تو مسیر تو رو درآوردن،‌ به قول دکتر م. خسته شدم از کارهای سطحی و دانشجویی

امشب داداش می گفت،‌ وقتی فطرس ملک به شفاعت امام حسین برگشت به بهشت‌، مامور شد که تا قیامت،‌ ندای یاحسین رو  از فرش به عرش برسونه

ای امام حسین همه ما‌، همه ساکنای این کره خاکی،‌ از طرف همشون می خوام ما رو به جایی برسونی که هیچی نخواییم از تو و خدات،‌ جز خدات و تو، و راضی باشیم به رضای خدا

مثل همون آبی آرام بلند..