گذرگاه

انی مهاجر الی ربی انه هو العزیز الحکیم (یادداشت های یک طلبه دانشجو)

تو برو خود را باش
نویسنده : - ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٤
 

بسم الله الرحمن الرحیم

این روزها در اغلب وبلاگ هایی که از رنگ و رویش مشخص است نویسنده اش، سعی می کند بنده باشد، مطالبی می بینی در تبلیغ کمک به همسایگان مسلمانمان یا در محکومیت اهانت به قرآن(آنقدر عملش شرم آور است که نمی توانم بنویسم)...

از آن طرف در صفحاتی که نویسنده به هر دری می زند تا فریاد بزند که من آزادم، هنوز درگیر زنیت و مردیت و لایحه و قانون و حق و حقوق و ... هستند. به نظر من تا قیام قیامت هم مشکل این آزادها با زن بودنشان حل نخواهد شد و ایضاً هیچ موضوع جالب انگیزتری از مسائل مختلف حول و حوش آن برای بحث و بررسی ندارند...

قویاً معتقدم، خدا هیچگاه معطل ما نبوده، در تاریخ که این را می بینیم، حتی اگر هیچ کس هم نبوده، کار خدا پیش رفته، حالا شاید عده ای، یکی دو نفری هم از حق دفاع کرده باشند، اما می بینی که مشیت الهی به راحتی با یک پشه، یک میخ کوفته شده به زمین، یک مورچه، یک نشانه کوچک، یک احساس قلبی در دل کسی، پیش رفته و    می رود....

پس در این مواقع هم نگران کار خدا نیستم، نه نگران بندگانش که چطور با بیماری و نداری ناشی از سیل گذران خواهند کرد و نه نگران قرآنش که معجزه پیامبر ماست تا ایمان بیاوریم به او....

نگران خودم هستم، این ماجراها خواهد گذشت و به قول مادربزرگ ها، روسیاهی به ذغال خواهد ماند. اما موضع گیری من، کمک من، عکس العمل من، پیش من و در خاطر معبودم می ماند....

نیک که بنگری، کسی که به بهانه روا بودن چراغ به خانه اش، کمک نمی کند، هیچ گاه خبر از نداری همسایه دیوار به دیوار و فامیلش هم نداشته، به غریبه که هیچ، به خودی هم رحم نکرده...و معمولاً این مواقع کسی که همیشه دستش به خیر بوده، شکایتی ندارد و کمکش را می کند، الا همین آزادها که تاکنون قدمی هم برای بنده خدایی برنداشته اند، مگر پز روشنفکریشان اقتضا می کرده... اهانت به قرآن احساسی در او ایجاد نمی کند که تا کنون رابطه احساسی با آن نداشته و منشور قانون جنگل حقوق بشر برایش مقدس تر است، حالا از این صفر بگیر تا آن صد که اول کلام گفتم، هر کدام از ما جایی هستیم، برحسب خاطره و تعلق خاطری که به قرآن خدا و بندگان خدا داریم....

پس خدایا شکرت که با این رخدادهایت، عیار وجودم را پس از ماه مبارک به من گوشزد می کنی، تا قدر سال بعد، فرصت کمی نیست، باید مواظب باشم که باز هم زود دیر نشود...


 
 
و ما ادراک ما لیله القدر...
نویسنده : - ساعت ٥:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱
 

خیلی دوست دارم امسال به حقیقت این شب ها نزدیک تر شم... آرزویی که هر ساله دارم و می دانم تا رسیدن به آن،‌ هنوز باید بزرگتر شوم

امسال حال کسی رو دارم که پشت در اتاق عمل منتظره،‌ درون اون اتاق خودشه که درباره مرگ و زندگیش تصمیم گیری میشه، تو بیرون خبر نداری که در نهایت چه میشه و یک شب تا صبح فرصت داری که دعا کنی،  تصمیمی که برات گرفته میشه براساس کارهایی هست که این یک ساله کردی و از این نظر شبیه فردی هستی که تو صحرای محشر حیران و سرگردانی،‌ اما هنوز امیدی هست و می تونی با توبه، اشتباهات رو جبران کنی اما چقدر باید توبه کنی،‌ برای اون همه گناه...

اگه التماس کنی،‌ ضجه بزنی،‌ استیصالت رو ببینه،‌ شاید نتیجه تصمیم گیری عوض بشه،‌ اما کماکان تو بی اطلاعی،‌ که این یک سال می مونی یا میری،‌ چه اتفاقاتی بر تو می افتد،‌ با چه کسانی همنشین خواهی بود،‌ شاید همین یک سال بهشتی یا جهنمی شدی...

می دونی که خاری به پات نمیره و کوچکترین اتفاقی برات نمی افته که اتفاقی باشه...

این احساس رو که داشته باشی دیگه نمی تونی بشینی، پا به پا می شی،‌ وامیستی،‌ نماز می خونی،‌ دوست نداری ثانیه ها بگذره،‌ استغفار می کنی،‌ قول می دی،‌ ائمه رو شفیع قرار می دی...

شاید تا مطلع فجر فرجی شد...‌


سلام هی حتی مطلع الفجر


 
 
ازدواج (زن در اسلام)
نویسنده : - ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٧
 

در ادامه پست قبلی پیرامون زن در موازنه حق و تکلیف، قرار بر این بود که مطالبی رو از کتاب زنان در موازنه حق و تکلیف به مرور ذکر کنم،‌ هر کدام از این مطالب، مستقیم یا غیرمستقیم،‌سبب خرده گیری و اشکال و اتهام نقض حقوق بشر از سوی افراد گوناگونی با اهداف متفاوت شده،‌در این بخش به مبحث ازدواج البته به طور خلاصه می پردازم:

ازدواج پیوندی است که بقا و پایداری آن در گرو میل باطنی زن و مرد است. یکی از امتیازات دین اسلام، اعتقاد راسخ به لزوم رضایت هر یک از دختر و پسر در ازدواج است و تحمیل در ازدواج به شدت در اسلام نفی شده است.

هنگامیکه اسلام توسط پیامبر ختمی مرتبت به مردم آن دوره عرضه شد، ‌بسیاری از انواع ازدواج هایی را که در آن دختران به ابزاری جهت حل و فصل مشکلات و جنگ های قبیله ای یا تفاخر تبدیل شده بودند،‌ باطل اعلام کرد.

نکته قابل توجه در این میان،‌ تفکیک بین ازدواج دختر باکره و زن بیوه است. درباره ازدواج دختر باکره در اسلام اجازه پدر در مواردی شرط شده است. تفسیر و تبیین اصلی این حکم در واقع به امری بس مهم باز می گردد. تبیین ما از لزوم اجازه پدر این است که اسلام خواسته است با این روش،‌ درصد خطا و خطر را در ازدواج دختران به حداقل ممکن برساند.

بدین صورت که با اجازه پدر در واقع تجربه و مشورت مردی از جنس مردان، ‌به شور و اشتیاق دختری مرد ناآزموده ضمیمه می شود و در نتیجه، تصمیمی که اتخاذ می شود به واقعیت نزدیک تر خواهد بود.

در هر یک از گروه مردان و زنان، سیاست ها و رفتارهای پنهان و آشکاری هست که ما می توانیم نام آن را پلتیک جنس بگذاریم. بدیهی است که مردان و زنان به پلتیک های جنس خود آگاهترند.

در نتیجه، پدران که در حالت طبیعی بیش از هر کس دیگری به صلاح و سعادت دختران خود علاقه مندترند،‌ راهنمایان خوبی باشند. در حاشیه این حکم، ‌توجه به دو امر ضروری است:

اول اینکه تصمیم گیرنده اصلی در پذیرش ازدواج،‌دختر است و او آزادی کامل در "نه گفتن" دارد و بر این اساس تحمیل در ازدواج به هیچ وجه مورد تایید اسلام نیست.

دوم اینکه اگر حکم شرعی مربوطه یعنی "لزوم اجازه گرفتن از پدر" به وسیله ای جهت سوءاستفاده تبدیل شود و یا اینکه پدران بدون دلیل موجه از ازدواج دختران خود جلوگیری کنند،‌اگر شخص مورد نظر دختر،‌از صلاحیت کافی برای ازدواج برخوردار باشد،‌ حکم مربوطه منتفی است و دختر می تواند بدون رضایت پدر ازدواج کند.

گفتنی است که در ایران برای آنکه راه تدلیس و فریب بسته شود و امر ازدواج دچار هرج و مرج نشود،‌ دختر و پسری که به رغم میل باطنی پدر دختر،‌ اقدام به ازدواج می کنند،‌ می بایست این پیوند را تحت نظارت دادگاه انجام دهند تا در صورت بروز مشکلات احتمالی،‌ وجاهت قانونی امر حفظ شده باشد.

 

به امید خدا در ادامه این مباحث،‌موضوع حضانت رو بررسی کنیم

شاید به نظرتون بیاد که اینها مواردی پیش پاافتاده است و همه می دانند،‌ اما به کمال تعجب وقتی با کسی در مورد قوانین اسلام صحبت می کنی،‌ بسیار پیش آماده که از همین نواحی اسلام را می کوبند و در واقع موارد بدیهی که تصور می کنی مشکلی پیرامونش نیست،‌ به دلیل ندانستن بسیاری ظرایف یا روح قوانین اسلام،‌ سبب احساس و موضع گیری غلط شده است.

همونطور که در چند پست قبل تر گفته بودم،‌به نظر من دلیل خیلی از مخالفت ها با دستورات دین اسلام در میان خودمون و نه بیگانه، مشکلات فرهنگی هست،‌قویاً‌ معتقدم که جامعه ما از مشکلات فرهنگی بیشمار رنج میبره،‌ و این وسط چون مسلمون هم هستیم،‌ مشکل رو به دین ربط می دیم،‌تنبلی و سخن چینی و وسواس و بددلی و ... خیلی چیزهای دیگه رو اگه مسیحی و زرتشتی هم بودیم،‌داشتیم مثلاً‌ می بینی دختر جوونی که به دلیل رفتارهای غلط پدرش که حالا مسلمون هم هست به این نتیجه میرسه که اسلام مردسالاره یا فردی که والدینش وسواسی بودن و میگه که اسلام موجب وسواس و بددلی میشه و خیلی چیزهای دیگه،‌ خیلی دوست دارم این باور در ما جا بیفته که اسلام رو از اصلش و آنچه پیامبر و امامان گفتند بگیریم نه از روی عمل چهارنفر آدم معمولی پراشکال مثل خودمون،‌می تونیم این کار رو بکنیم،‌اما ضرر اصلی به خودمون برمی گرده

فک کنم از امام خمینی بود صحبتی با این مضمون که:  اگه دیدید مسلمونی دروغ میگه (یا هر گناه دیگه) این یک دروغگو هست که ادعای مسلمونی کرده و همچنین جمله ای که شهید رجایی در بالای سرش در محل کارش زده بود که: اشتباه من رو به حساب مکتبم نگذارید


 
 
سال نو مبارک
نویسنده : - ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۳۱
 

بسیاری از اهل حقیقت، رمضان را شروع سال جدید می دانند و امروز،‌ روز اول سال.

ماه محرم،‌ پیش از اسلام هم مبدأ سال جدید در میان اعراب بوده و با آمدن اسلام تغییری داده نشده اما در میان روایات رسیده از ائمه و دعاهای خاص این ماه،‌ می بینی که دعاها برای کسب فضایل و نعمات در یک سال است و رویکرد سالانه دارد در صورتیکه ادعیه ماه های دیگر مثل شعبان و رجب و ... اینطور نیست. مثلاً‌ دعایی از امام صادق اشاره می کند که بایستی در روز اول سال جدید خوانده شود که در توضیح می آید روز اول ماه رمضان.. و کلاً‌ رویکرد پیامبر و امامان به این ماه مشابه شروع سال جدید است.

عادت کرده ام به نگاه کردن به گذر زمان و بعد حسرتی که این هم از دست رفت و استفاده ی مفیدی نشد،‌ان شاء الله در اولین ماه این سال جدید معنوی برنامه های زیر را مجدانه پیگیری کنم:

- دوره کامل قرآن با معنی

- افزایش مهمانی های افطاری به ۵ شب

- سحرخیزی بیشتر و فرصت بیشتر برای دعا و نماز شب

- شرکت در طرح ایتام

- ترک گناهانی مثل غیبت و دروغ حتی موارد جزئی و شبه دار

- تمرین نظم در کارهای روزمره زندگی و عبادات

- احوالپرسی از فامیل

- آشنایی بیشتر با ادعیه مفاتیح

- گوش دادن به سخنرانی های بزرگان به جای سریال های تلوزیونی رمضان

 

ان شاء‌الله پس از ماه مبارک،‌تمام موارد بالا را تیک دار ببینم،‌ عذر و دلیل موجه و غیرموجه هم پذیرفته نیست.