اسلام سوپرمارکتی

قبل از ازدواج عموماً با آدم هایی رفت و آمد و معاشرت داشتم که هم عقیده و هم فرهنگ و هم کف و خیلی از این هم ها بودند، البته دوستان دانشگاهی از طیف های مختلف داشتم اما باز با افرادی که تو فضاهای دیگه بودند در حد محدود و معمولاً موردی معاشرت می کردم..

این افراد معمولاً افراد مذهبی از طیف خیلی با اعتقاد تا شل اعتقاد رو شامل می شدن که به ضروریات دین مثل نماز و روزه و حج و حجاب و جهاد و خمس و ... معتقد بودند

بعد ازدواج با نوع جدیدی از مسلمونی آشنا شدم، افرادی که مثلاً سه ماه رجب و شعبان و رمضان رو روزه می گیرن اما حجاب ندارند و با مینی ژوپ در مهمانی ها حاضر می شن، یا اینکه دعای کمیل و زیارت عاشوراشون ترک نمیشه اما حکم خمس رو قبول ندارن، یا اینکه بارها به زیارت خونه خدا و هر امامزاده ای تو تهران می رن اما باز هم به همون حجاب و برخی ضروریات معتقد نیستند...

اوایل که کلاً در شوک بودم، نمی دونستم باید چه طور تعاملی با این عده داشته باشم، خدا رو شکر هم سرم از این فضاها خیلی فاصله داشت اما خوب اینها چیزهایی بود که در میان این فامیل بود و جالب اینکه اینها بسیار انسان های مهربون و خونگرمی هستند و من هرگز غیبت و بدبینی از اونها ندیدم..

متاسفانه این دیدگاه سوپرمارکتی به دین، این روزها تو خیلی از خانواده های مذهبی هم دیده میشه، اینکه هدف از زندگی رو به شیوه تفکر اومانیستی، انسان محور و رسیدن به خوشبختی(با تعریف های خودساخته) و حداکثر رضایت از زندگی تعریف می کنن و اونوقت دست به انتخاب می زنند و از دین هم یک چیزهایی که بشه با رضایت از زندگی (باز هم با تعریف اومانیستی) جور دربیاد سوا می کنند.

به نظر من نتیجه اینجور برخورد کردن با دین یا همون قرائت های مختلف از دین و  وجود هزار تا صراط مستقیم، خسران این دنیا و اون دنیاست، چون در بعضی از اعتقادات مشکلات اساسی وجود داره که باقی اعمال هم معلوم نیست قبول بشه، مثلاً در حدیث داریم که تا خمس مالت رو ندی اصلاً به محاسبه نمازت و خیرات و کمک های زیادی که کردی یا روزه هایی که گرفتی نمی رسند..

متاسفانه خیلی از مذهبی ها هم در برخورد با این افراد آنقدر دل خوشی بی خود و امیدواری و تایید می دهند که بنده خداها هیچ وقت فکر نمی کنند شاید جایی از کارشان ایرادی داشته باشد، نمی گویم اخم و تخم و دعوا باشد بلکه روشنگری و دادن اطلاع درست، اما ما معمولاً به دلیل نداشتن اعتماد به نفس یا اینکه از تعداد دوستانمان کم نشود، سرپوش می گذاریم و به زعم خودمان دنبال دعوا نمی گردیم.

افراد مختلف، انگیزه های مختلفی دارند، برخی فکر می کنند فلان دستور اصلاً در اسلام نیست و علما از خودشان در آورده اند، برخی قبول دارند که در دین است اما با فلسفه اش مشکل دارند، برخی قدرت درونی لازم را برای اجرا ندارند و باقی موارد را قبول دارند، برخی آنقدر ما اطرافیان کاری به کارشان نداشته ایم که واقعاً فکر می کنند این موارد سلیقه ای است..البته من با افرادی که عناد دارند کاری ندارم اما باید مخاطب را شناخت و متناسب با نیازش پاسخش را داد...

گرچه اوایل حسرت زیادی می خوردم که چرا در خانواده ای یک دست و هم فکر وارد نشده ام، اما می دانم خدا راه رشد هر فردی را در جایی قرار داده، شاید غرور ناشی از وجود هم فکران یا آسایشی که در هم نشینی  با آنها نصیبم شده بود یا عدم انعطاف و افزودن بر اطلاعات و قدرت مناظره و یا دلایل بیشمار دیگر... سبب این تقدیر بوده

در هر صورت می دانم که خدا همیشه چندکار را با هم می کند، در جایی شنیده ام که زمین هیچ گاه از حجت خدا خالی نمی شود یعنی در هر منطقه ای، کشوری، شهری، محله ای، جمعی، خانواده ای؛ افرادی خواهند بود که حرف حق را بگویند و حجت را بر دیگران تمام کنند..

در این باره بعدها بیشتر خواهم نوشت، حرف بسیار است

/ 14 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گل رز

سلام دوست عزیزم ممنونم که قابل دونستی و سر زدی اره منم زیاد از این دست افراد دیدم حتی کسی بود که میگفت خیلی از این دستورات خرافاته و اصلا درست نیست بگذریم روزه نمازت قبول بازم بهم سر بزن خوشحال میشم [گل]

سید یاسین حسینی

سلام حاجی بسی التماس دعا داریم در این ماه مهربانی حاجی به نظرتون فاصله میان حوزه و دانشگاه از چیست؟ سبز باشید و پایدار

بنده

فکر می کنم باید گفت. یعنی باید ابعاد دین رو در خانواده ها، بین دوستان و غیره بیان کنیم. به جای صحبت در مورد ویتامین آ داشتن فلان غذا و غیره... تا حدی که فردی که به دین سوپر مارکتی دچاره، هر لحظه یادش باشه که داره اشتباه می کنه. یادش باشه که بخش عظیمی هست که ندیده گرفته شده. هرچند که اصولا بیان یک بحث دینی در یک جمع مخالف، شهامتی می خواد که از ایمان بر میاد. چه برسه به بیان درستش.

روحانی

سلام هین چند مطلبتون رو خوندم . صمیمی بود و قابل توجه و استفاده. حقیر نیز ابتدا دانشگاه رو به پایان بردم وبعد آمدم حوزه . البته پس از چند سال تفکر برای تصمیم گیری . هیچگاه هم از حوزه آمدنم پشیمان نشده ام ولی البته دلم از نوع مدیریت این آقایان در حوزه خون است! آنقدر سو’ مدیریت ازینها دیده ام که حد ندارد. دوسال اول را که در یک حوزه بودم با یک نوع مدیریت از نوع دیکتاتوری مطلق. حالا ببینید یک فارغ التحصیل دانشگاه با سابقه 7 سال تحصیل در آنجا بیاید در یک محیط اونجوری! چه به روزش می آید. حوزه خوب است و عالم خوبی داردوآدم های خوبی ولی دچار آسیبهایی هم هست که امیدوارم با ورود نسل جدید به عرصه کمتر شود انشالله راستی دوسالی هم در حوزه خواهران در شهرستان تدریس کردم آنجا هم مشکلات عجیبی داشتیم. بدرود

عاطفه (روزهای زندگی من بایک طلبه )

سلام .مطلبتون خیلی خوندنی . ممنون ازاینکه بهم سرزدید. و منت گذاشتید با نظر لطفتون .انشالله سربلند باشید وعبادتتون مقبول درگاه حق تعالی

دلاور شهرستانی

بذار من هم یه مثال دیگه بزنم. خیلی از هم شهری های ما فکر می کنن که ملاک مسلمونی اینه که چقدر به یتیمها و فقرا کمک کنی نه مثلا اعمال اصلی عبادی مثل نماز و روزه. میگن فلان هنرپیشه خارجی به مثلا آفریقایی ها $$$ دلار کمک کرد و .... در حالی که ما هم کمک به ایتام و مستمندها رو داریم ولی توی قرآن اومده ملاک ارزش گذاری اعمال ایمان به خداست و ایمان هم لوازمی دارد که مهمترین آن لوازم انجام واجبات و ترک محرماته شاید این نوع تفکرات هم سوپر مارکتی باشه[شوخی][گل]

سفیر

پروردگارا ... به من بیاموز ... دوست بدارم کسانی را که دوستم ندارند ... گریه کنم برای کسانی که هیچگاه غم مرا نخوردند ... لبخند بزنم به کسانی که هرگز تبسمی به صورتم ننواخنتند ... و عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند ! سلام عزیزم با زیبائی های فرهنگ الهی وزشتی های فرهنگ شیطانی بروزم نظر شما هر چه شود شاخه گلی هست برای ما الهییییییییی عاقبت بخیر بشییییی

مرتضي

با سلام من فكر مي كنم همه اينها به دليل نداشتن ايمان و اعتقاد درست به خدا و آخرت باشد همانطور كه امام حسين (ع) مي فرمايد دين لقلقه زبان مردم است. بيشتر ماه اگر ديني هم داريم بر اساس دين والدينمان و يك خرده اعتقادي كه داريم و به خاطر ترس از عدم رعايت آن يك سري از قوانين ودستورات را انجام مي دهيم. به قول قرائتي كه ميگه: ايمان نيمه و نصفه وناقص مثل يك مشت پول خرد توي جيب شلوار است كه ارزش زيادي ندارد ولي سر وصدا دارد. و من ا... توفيق

مرتضي

با سلام من فكر مي كنم همه اينها به دليل نداشتن ايمان و اعتقاد درست به خدا و آخرت باشد همانطور كه امام حسين (ع) مي فرمايد دين لقلقه زبان مردم است. بيشتر ماه اگر ديني هم داريم بر اساس دين والدينمان و يك خرده اعتقادي كه داريم و به خاطر ترس از عدم رعايت آن يك سري از قوانين ودستورات را انجام مي دهيم. به قول قرائتي كه ميگه: ايمان نيمه و نصفه وناقص مثل يك مشت پول خرد توي جيب شلوار است كه ارزش زيادي ندارد ولي سر وصدا دارد. و من ا... توفيق