سرانجام بادکنک ها

دادگاه بعدی هم برگزار شد و عده دیگری و اعترافات دیگری

فکر می کنم برای همه ما، چه جریان معترض و چه منتقد و چه موافق، موجبات شگفتی شده است،‌ یعنی ما که در سن جوانی هستیم، مشابه آنرا قبلاً‌ ندیده ایم و سوال های بیشماری که برخی هم به دلیل القائات و جو روانی است که جریان معترض شروع کرده است که بالاخره همیشه علامت سوالی در ذهنت باشد که واقعاً‌ این ها در شرایط عادی هستند؟ دادگاه منصفانه است و ...

برای من بحث شکنجه کردن کاملاً‌ منتفی است،‌دیگر این را هر بچه ای می داند که با تئوریسین یک جریان نمی توان از راه شکنجه روانی و جسمی وارد شد،‌ این را وقتی من و امثال من می دانیم،‌ دیگر آن بازجویی که برای این موقعیت های حساس آموزش دیده هم می داند،‌ اما برخی از بچه سوسول هایی که به دلیل مثلاً‌ پلکیدن جلو دبیرستان دخترانه یا مشکوک بازی دستگیر شدن  وگوشمالی داده شدن،‌می گن، ما که کاری نکرده بودیم اونطوری باهامون تا شد‌،‌چه برسه به اینها و نمی دونن که هرچه کله گنده تر،‌ گوشمالی کمتر

البته افرادی هم بودند که حاضر نشدند اعترافاتی داشته باشند و در مورد آنها همان اسناد و مدارکی که جمع آوری شده مبنای حکمشان است و اینطور نیست که همه صف بسته اند برای دفاعیات و اعترافات

اما برای من در ورای همه این جریانات، نکته و درس بزرگی وجود داره،‌ ما معمولاً‌ آدم های سیاسی رو از پشت شیشه تلویزیون و فوقش از پشت یک تریبونی که خیلی از ما دور هست می بینیم،‌ همین عدم دسترسی نزدیک و دوری و همیشه خبر شنیدن از اونها و ایضاً‌ شایعات،‌باعث میشه که کم کم فراموش کنیم اونها هم انسانهایی هستند مشابه ما، درسته که بالاخره به دلیل ویژگی هایی که  داشتند،‌یکی سخنوری،‌یکی هوش،‌یکی پول،‌یکی پارتی،‌یکی خوش تیپی،‌یکی خدمت یکی اتفاقی که براش افتاده و برا بقیه نیفتاده که خدا رو شکر در سیستم شایسته سالاری ما از این مردان و زنان هزار چهره کم نیست، ‌واجد این مقام یا موقعیت شده،‌اما  بزرگی و حساب جدایی که براشون باز شده،‌بیشتر زاییده فکر و اعمال و سخنان ما بوده و وقتی مدتی باهاشون باشی،‌مثلاً‌ پدرت،‌عموت،‌برادرت یا یکی تو آشنایانت باشن که از نزدیک در جریان زندگیشون بودی،‌به معمولی بودنشون بیشتر پی میبری

اینکه اونها هم به راحتی اشتباه می کنند،‌تاسف می خورند،‌به خودشون فحش هم می دن، به ‌استیصال می رسن و خیلی چیزهای دیگه که ما داریم،‌ اما ما یا با سلام و صلوات و حاج آقا حاج آقا،‌یا با سوت و کف و دور گرفتن،‌یکی رو بادکنک می کنیم و می بریم بالا و غافلیم که اون همون آدمه سابقه و می بینی که هر چی هم که نخ بادکنک رو شل تر کنی،‌بیشتر باد می خوره زیرش و بالاتر میره

در راستای صحبت های بالا،‌یادمه زمان آقای خاتمی،‌دوست پسرعموم که هنوز دانشجوی لیسانس بود،  مدیر کل حراست یکی از استان ها شد و از این موردها کم نبود و حداقل یه حکم بخشداری به هر دانشجوی فعال در ستادها رسید، کسی که گذشته و روحیات این آدم رو میدونه،‌شاید زیاد تحویلش نگیره یا حداقل متناسب شایستگی و تواناییش باهاش برخورد کنه،‌اما کسی که از گذشته و روند رشد این آدم بی اطلاعه،‌حسابی باز می کنه که بعداً‌ انتظار نداره اون حتی اگر مرتکب اشتباهی هم شد،‌کوتاه بیاد. یا مثلاً‌ چندماه قبل از ریاست جمهوری دوره هفتم (دور اول آقای خاتمی)  وقتی در جمع ‌خصوصی سخنرانی ایشون، ‌آقای حجاریان مرتب وسط حرفش می پرید و تذکر می داد که سید تپق نزن،‌سید صدات نلرزه،‌امامه ات رو درست کن و ...اگه کسی از بیرون همچین چیزی رو می دید،‌مسلماً‌ شخصیت دست نیافتنی که در ذهنش ساخته ترک برمی داشت

از این موارد در هر دو جریان هست،‌اما بنده به نوبه خودم،‌ویژگی هایی در این جریان دیدم و با جو همراه شدن ها و عدم پایبندی به دستورات دینی که این خطر چهره سازی را پررنگ تر می کرد و البته همیشه در هر جمعیتی،‌اقلیت و اکثریت هست و حکم کلی برای تمام موارد نمی توان داد

باز هم به نقش رسانه ها می رسم و چهره سازی و ستاره سازی که در ذهن ما می کنند و آدم های دور از دسترسی که انتظار نداری راه بروند و غذا بخورند و با مردم نشست و برخاست کنند یا ‌اشتباه کنند و اعتراف کنند و ... آنها به اشتباهات خود پی می برند اما ما محکمتر از قبل،‌ به عقاید و سخنان آنان باقی می مانیم،‌اینجاست که خطری که آقا برای نخبگان ترسیم می کنند را بیشتر درک می کنم و آفتی که لغزش آنها برای جامعه دارد.

 

ان اکرمکم عندالله اتقیکم

/ 12 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سرباز صفر

بسم الله سلام ممنون از حضور و قلم رنجه تون ! اما حقیقت اینه که به نظر حقیر باید دلیلی غیر عادی (برخی میگن شکنجه، برخی میگن لو رفتن وجوه توطئه یی شوم و ...) دلیل این گونه اعتراف باشه . با مطلبی پیرامون سفر هفته گذشته مقام معظم رهبری به مشهد و نیز بیانات ایشون در جمع دانشجویان به روزم . سر افراز می کنید تشریف بیارید ی ا ح ق م د د ن ا

سمانه

با بخشی از چیزایی که نوشتید موافقم اما با بخشیش نه. "برای من بحث شکنجه کردن کاملاً‌ منتفی است،‌دیگر این را هر بچه ای می داند که با تئوریسین یک جریان نمی توان از راه شکنجه روانی و جسمی وارد شد"... پس با تئوریسین یک جریان از چه دری باید وارد شد که طرف بعد از پنجاه و اندی روز انقدر متحول بشه که بیاد تو دادگاه!! و اعتراف کنه که تمام مقالاتی که تا الان تو هر روزنامه‌ای به اسمش چاپ شده مزخرف محضه! ما اگه قبول داریم طرف تئوریسین یک جریانه پس باید برامون این دادگاه‌ها!!! غیر قابل باور باشه و از طرفی کاملا بهشون حق بدیم به خاطرت اعترافاتی!! که کردن. ما که تو شرایط اونا نبودیم که ببینیم بازجوهاشون چقدر با ملاطفت با همچین تئورسین‌هایی برخورد کردن. وگرنه ما‌هم به همچین اعترافاتی! مبتلا می‌شدیم. پس بچه من و شما و امثال ما هستیم که انقدر ساده‌باوریم. همه چیز گل و گلاب است، نه؟

مائده

سلام خوبی؟ من اگه نظر هم ندم همه پست هاتو می خونم! راستی به این سمانه بانو عرض کنم بنده با بچه های خواهر های دکتر خزعلی آشنایی دارم گفتند داییشان بعد از آزادی گفته کسی به ما توهین نمی کرد فقط یکی از بازجوهایم (از سه بازجو) کمی تند بود رفتارش ! نوع حرف زدنش مرا ناراحت می کرد ولی کسی کاری نداشت ! حتی توهین هم نمی کردند! که حالا فاطمه شمس بیاید معرکه بگیرد که فحش ناموسی می دهند و شکنجه می کنند! خدا از دروغ گویان نگذرد! می دانید مسلما وقتی تو زندانی هستی جرات نمی کنی بیایی بلبل وار با ملاقاتیت حرف یزنی آنهم وقتی بازجویت در جلسه ملاقات حاضر است! پس نمی آیی بگویی فحش می دهند به من و من را می زنند! نمی دانم این بنده خدا از کجا فهمیده به شوهرش فحش ناموسی داده اند!! می دانبی بانو من حس می کنم این یک معامله است! من اعتراف آنجنانی ندیدم بیشتر صحبت از عقیده بود و خطاها! به گمانم نمی گویند اینها دقیق جه کرده اند که مردم به یکباره از تمام دوره حضور اینها در سیاست نگران نشوند در عوض اینها بی آنکه اصل ماجرا را بگویند می گویند ما اشتباه می کردیم! شاید هم این چنین نباشد! می دونی بانو من معتقدم اینها بی شک می دانسته

مائده

بانو وان تر هایشان به جز آنها که اعمال خشونت بار می کرده اندو آموزش دیده اند گروهی دانشگاهی هم دارند که بی آنکه بدانند و یا با لم تحقیقات جامعه شناسی می کرده اندو در اختیار آن طرفی ها قرار می داده اند بی اطلاع از اینکه درست همین تحقیقات زمینه ی استفاده شده! همین اینکه چه رنگی استفاده سود! چه شعاری کاربرد مذهبی دارد و راه برخوردی با آن نمی ماند! اینها را یک جامعه شناس ایرانی می داند! تحقیقاتش را به آنها داده آنها هم خط می داده اند به وسیله بازوهای دیگر! اینها هم خوشحال که ما که قلان رکن نظام را قبول نداریم اینجوری اعتراضمان هم جهانی شد! اینها را هم نزده طرف حرف می زند! چون فکر می کند در اولین راه های تئوریسین شدن است و باید از آرمانش دفاع کند! بی آنکه بداند بخشی ست از پازلی بزرتر و دارند از او سو’استفاده می کنند!!

مائده

بانو وان تر هایشان به جز آنها که اعمال خشونت بار می کرده اندو آموزش دیده اند گروهی دانشگاهی هم دارند که بی آنکه بدانند و یا با لم تحقیقات جامعه شناسی می کرده اندو در اختیار آن طرفی ها قرار می داده اند بی اطلاع از اینکه درست همین تحقیقات زمینه ی استفاده شده! همین اینکه چه رنگی استفاده سود! چه شعاری کاربرد مذهبی دارد و راه برخوردی با آن نمی ماند! اینها را یک جامعه شناس ایرانی می داند! تحقیقاتش را به آنها داده آنها هم خط می داده اند به وسیله بازوهای دیگر! اینها هم خوشحال که ما که قلان رکن نظام را قبول نداریم اینجوری اعتراضمان هم جهانی شد! اینها را هم نزده طرف حرف می زند! چون فکر می کند در اولین راه های تئوریسین شدن است و باید از آرمانش دفاع کند! بی آنکه بداند بخشی ست از پازلی بزرتر و دارند از او سو’استفاده می کنند!!

جلیلی

سلام این اواخر از هر دو جناح این منطقی ترین تعبیری بود که خواندم چه مدافع و چه معترض خوشحالم

سقاخونه

[گل]**.**[گل]**.**[گل]**.**[گل]**.**[گل]**.**[گل] دعوتین تا شراب معرفتی بنوشین از سقاخونه حس تون درباره کلمات مرقوم در وبلاگم رو بریزین در قالب جملات وبه من هدیه بدین [گل]**.**[گل]**.**[گل]**.**[گل]**.**[گل]**.**[گل]

جانيوز

عمری به جز بیهوده بودن سر نکردیم تقویم ها گفتند و ما باور نکردیم در خاک شد صد غنچه در فصل شکفتن ما نیز جز خاکستری بر سر نکردیم دل در تب لبیک تاول زد ولی ما لبیک گفتن را لبی هم تر نکردیم حتی خیال نای اسماعیل خود را همسایه با تصویری از خنجر نکردیم بی دست و پاتر از دل خود کس ندیدیم زان رو که رقصی با تن بی سر نکردیم باسلام وبلاگ زيبا وپر محتوايي داريد من عاشق سياست وحاشيه هاي اون هستم من قبلا هم به وبلاگت سر زده بودم از مطالبت لذت بردم خوشحال مي شم به من سر بزني ونظرت رو بگي... دیدم قدری گرفته ام انسان وقتی دلش گرفت از پی تدبیر می رود من هم رفتم

مهسا

سلام چه خوب که خودت سر زدی. حتماً به حاشیه نویسی هم سر بزن . شدیداً به دعای همگان محتاجم شاد باشی خدانگهدار

دانشجو

اغتشاشگران را شناسايي كنيد : http://i32.tinypic.com/afet8n.jpg يا علي[گل]