الا من عطی الله بقلب سلیم

داستان سیطره صهیونیست ها بر رسانه ها،‌ داستان جدیدی نیست.

سال ها قبل کتاب های تکنوپولی و زندگی در عیش مردن در خوشی را می خواندم،‌ این کتابها نوشته آقای نیل پستمن یکی از اساتید دانشگاه های آمریکا است که آقای صادق طباطبایی آنها را ترجمه کرده و مقدمه های طولانی نیز بر آنها نوشته که در آن،‌ کتابهای دیگری را نیز که در ارتباط با رسانه ها و نظام تکنولوژیک جدید است مانند دنیای قشنگ نو،‌ نقد و بررسی کرده است.

در این کتاب ها از انواع ترفندهای اولیای رسانه ها صحبت می کند،‌ از قراردادن نوارهایی با فرکانس هایی که برای گوش قابل شنیدن نیست اما توسط مغز انسان پردازش می شود و در آن کالاهای تجاری گوناگون یا انجام رفتارهایی را تبلیغ می کند یا قراردادن فریم هایی در میان هر چند فریم فیلم ها که باز هم توسط چشم دیده نمی شود اما در مدت نمایش فیلم توسط چشم دریافت و در مغز پردازش شده و مثلاً‌ تبلیغ کوکاکولا است و شما در مدت نمایش فیلم بدون آنکه بدانید این تصاویر را بارها می بینید و در نهایت پس از خروج از سینما یا پایان تماشای فیلم در منزل دلتان می خواهد یک بطری کوکاکولا بنوشید و با قرار دادن فروشگاهی درست در بیرون سینما،‌ شاهد فروش بالای محصولات خود هستند.

علاوه بر اعمال بالا که در شکل های گوناگون و متنوع انجام می شود،‌ انواع ترفندهای تنظیم اخبار و ترتیب خواندن آنها نیز وجود دارد،‌ مثلاً‌ ابتدا یک خبری را می شنوید و دو خبر بعدی‌، خبری قرار می گیرد که تلویحاً‌ خبر قبلی را تایید می کند و ... که از این دست بسیار است و وقتی با شیوه های آن آشنا می شوید دیگر بدتان می آید اخبار چه خارجی و چه داخلی را گوش دهید،‌ چون احساس می کنید چطور دارند بر روی احساس و تصمیمتان تاثیر می گذارند و شما احساس آزادی می کنید که مثلاً‌ دارید اخبار را از کانال های گوناگون می شنوید و می توانید آزاد اندیشانه دست به انتخاب بزنید،‌ اگر سیطره صهیونیست ها را بر رسانه ها نیز در نظر بگیریم‌،‌ این سراب جریان آزاد اطلاعات بیشتر خودش را نشان می دهد.

انگیزه این نوشته بیشتر نگرانیم از دانشجویان ایرانی خارج از کشوری بود که در معرض این سیل خبری مخالف قرار می گیرند،‌ از خانواده درجه یک و دوستانم تعداد زیادی در کشورهای اروپایی و آمریکایی در حال تحصیل هستند و وقتی می شنوم که بچه مثبت ترین آنها هم از ورود به ایران ترس دارد و می گوید در فرودگاه بازداشت می شویم،‌ نمی دانم تعجب من بیشتر است یا تعجب او از شگفتی من.

نمی دانم چرا هر فردی که به جریان خبری مخالف نزدیک می شود،‌ به نظرم بسیار ساده لوح و زودباور  می شود،‌ مثال بسیار است،‌ از اینکه روز را برایشان شب جلوه می دهند،‌ آنها هم حق دارند،‌ وقتی روزنامه داخلی دانشگاه هایشان و روزنامه محلی شهرشان که در حالت عادی جذاب ترین بخشش پیش بینی وضعیت آب و هوا است‌، عکس های ایران را می زند،‌ در ورودی فروشگاه های زنجیره ای، عکس ایران را در آتش و خون نشان می دهد،‌ باید نگران باشند،‌ حتی اساتیدشان هم القا می کنند که چون وضعیت کشورت به سامان نیست، می توانی مدتی استراحت کنی و پروژه ات را به تاخیر بیاندازی. جالب است وقتی می پرسی در ایام محاصره غزه که عده ای مرد و زن و کودک در قفسی محاصره شده اند و رویشان بمب می ریزند،‌ خبری در همین رسانه ها بود؟ جوابی نمی شنوی،‌ عده ای می گویند گور پدر غربی ها ما نگران کشورمان هستیم،‌ اما من دوست دارم اگر نگران هم می شوم،‌ این نگرانی از جانب دشمن شناخته شده نباشد...

با بسیاری که صحبت می کنی،‌ سردرگمی و بلاتکلیفی بیشتر خودش را نشان می دهد،‌ خبرهای بسیار،‌ متناقض،‌ تکذیبیه ها،‌ دیوار حاشا که اینروزها سر به فلک می کشد و ... همه به این عدم قطعیت کمک می کند،‌ تو هم که فرصت نداری و امکاناتش را نداری که ته و توی حتی یکی از این جریانات را دربیاوری،‌ مثل یک معمای پلیسی که افراد بیشماری در آن دست دارند و در شرایط عادی هم نیست که بشود حقیقت را دریافت‌، این اوضاع به گفته خیلی از بزرگان،‌ از فتنه های آخرالزمان است،‌ که به بزرگانت هم شک می کنی،‌ در این شرایط قلب پاک راهنمای خوبی است،‌ وقتی دیگر در بیرون جای امنی نیست،‌ راهنمایی در درونت هست که می بینی هرچند تو را بمباران اطلاعاتی می کنند،‌ قلبت چیز دیگری می گوید..

قلب پاک سرمایه ای است که انسان را از فتنه های آخرالزمان نجات می دهد

که وقتی خورشید طلوع کرد،‌ نماز صبحت قضا نشده است...


/ 17 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعیده

در خصوص مطلبتون: به غیر از آنچه که در رفتارها و گفتارها، پلیدی اش آشکارا ثابت شده و در پیش چشم ملت کتمان می شود؛ در مابقی مسائل که نه در حد تجربه ما بوده اند و نه در حضور حواس ما، قطعاً حفظ خط تعادل (پرهیز از افراط و تفریط) کاری بس دشوار است. این میان در پس کتمان حقیقت ها از یک سو وحاشیه پردازیهای مکرر از سوی دیگر که هر دو در جهت تحمیق اذهان، مسرّانه در کوشش اند تا سِیلی را موافق خواسته های خویش (و نه آنچه حقیقت است) یا سرکوب کنند یا به راه اندازند؛ ارجاع به خویشتن خویش در دنیای رنگها و نیرنگ ها بسیار دشوار است.

آشیانه پرستو

سلام. تو همین ایرن خودمون خیلی ها زود باورند و به سمت تبلیغات دشمن کشیده میشن چه برسه به بلاد کفر!!

عکاس مسلمان

بسم الله / خداییش قشنگ نوشتی ... / یکی از نزدیکان من دانشجوی آمریکاست ... عند حزب اللهی. مداح اهل بیت و ... ؛ توی مسجدشون توی ایالت کلرادو، خیلی از برنامه ها رو اون میگردنه. ولایتی داغ و آتیشی. نسبت به آقا خیلی حساسه. برای انتخابات اومده بود ایران. شبها میرفتیم میدون تجریش و ولیعصر شعار چیز حسین حیا کن برو سبزی فروشی وا کن میگفتیم. و شعارهای انقلابی و حزب اللهی و از طرفی احمدی‏نژادی سر میدادیم. خانومش هم همینطوره. اخره عشق به ولایته. از فوق لیسانسش رفته آمریکا و الان دکترای نانو و مکانیک متریال گرفته رو همون جا گرفته. توی اونجا تحصل عالیه طولانی تره. حدودا 7 ساله که اونجاست. یک ذره هم نظرش عوض نشده و وقتی میاد انگار نه انگار دکترا داره. با اینکه توی یک خانواده نسبتا مرفه زندگی کرده ولی اصلا مغرور نیست و مثل یک بچه بسیجی ساده میمونه. توی آمریکا هم نظر خیلیها رو نسیت به ولایت جلب کرده و روشنگری میکنه ... / یا حق

زهرا

سلام جالب بود... همشو نخوندم اما تا نصفه خوندم...به هر حال خوب بود ممنون بازم خبرم کنین یا علی

جلیلی

سلام به نظر شما چرا ما روی رسانه های خودمان تسلط ایدئولوژیک نداریم؟ چرا حتی یک فیلم در مورد فواید انرژی هسته ای و منافع ملی در کشور ما ساخته نمیشه؟

سعیده

عرض سلام مجدد دوست گرامی! به هر شکلی هم که خودت را آماده کرده باشی تا دستت با ایادی قدرت در یک کاسه نباشد راست و دروغ کارها و کردار ایشان را فقط می شنوی...و فقط می شنوی! پشت سیاست های صدگره ی کور مسائل امنیتی و... حتی فتواهائی صادر می شود که نقض برخی از احکام اصلی ِاسلام ِحقیقی است! مگر مسلمان نیستیم؟ مگر نه اینکه می گوییم حلال محمد تا قیامت حلال و حرام او تا قیامت حرام است؟ پس چرا دروغ پردازی به نفع نظام مباح شده؟ پس چرا قباحت بی آبرو کردن مسلمانان فروریخته؟ پس چرا گناه قتل نفس با افتخار بلیط برنده ی بهشت گردیده؟ (شما را به خدا نگویید کار منافقین بوده که اگر به چشمان خویش صحنه ها را از نزدیک نمی دیدم باور نمی کردم) وقتی چشم مردم از رسانه های ملی به سوی این همه فرافکنی و دروغ باز است، آنوقت است که رسانه های بیگانه با سوء استفاده از خلاء موجود، فرصت سمپاشی در فضای اذهان را در اختیار می گیرند. در پناه حق

سوده ط

اون قتل منافق است که ثواب دارد سعیده جان!خیلی خیلی هم ثواب دارد...اگر شک کنی ثوابت کم می شود جانم.جای شما و باقی دوستان خالی امروز از نزدیک خوارج زمان پیامبر و امیرالمومنین را زیارت کردیم.ما الله اکبر می گفتیم 50 نفری هم سوت و کف می زدند البته قویا فکر می کنم خوارج این زمان تخم ندارند[شکست] سلام و خسته نباشید به صاحب وبلاگ عرض می کنم.

سعیده

از آداب معاشرت همراهمانتان بر ذهن تصویری از آنچه پشت این آینه است نقش می بندد. آنجا که حرف حساب نیست زبان به توهین باز می شود. تا مجبور به حرمت شکنی نباشم روی صحبتم تنها با شماست. یا از وقوع و صحت این پیش فرضها اطلاع ندارید یا با توجیحات سعی در بستن چشم به روی آنها دارید. ایمان را بی دغدغه بر پایه ی یک مقدمه حفظ کردن یا هر لحظه در آغوش طوفان حوادث غور کردن و نتیجه گرفتن فکر کردن و گرد عادت به تکرار نادرستی ها از سر و روی ایمان شستن؟ ما مسئول افکار خودمان هستیم نه آنچه برایمان فکر می کنند نه آنچه بر ما بی فکر واجب می گردانند که شرف انسانیت ما در سایه ی تفکراتمان قابل دفاع است نه تقلید. تا بیش از این خاطرتان رنجور سخنان دیگر اندیشانی چون من نباشد شما را با هم اندیشانتان بدرود. ختم کلام

رایحه

درآن حماسه ی جاوید ،تنها ،انسان، به معنی انسان ،لایق شهادت بود . سلام : با مطلب حماسه ی جاوید منتظرحضورتان هستم

اتی درست است یا عطی؟