خوش گمانی به خدا یا بی مبالاتی در دین

در ادامه مطلب قبلی، خوبه که به یه آفت در عقایدمون اشاره کنم و اونم خوش گمانی زیاد به خداست..

حتماً تو همین محیط نت آدم های زیادی رو دیدید که علناً اعلام می کنند که از انجام خیلی از واجباتی که تو دین اومده سرباز می زنند و این درحالی هست که اطلاعات مذهبیشون هم خوبه و از حکم و اصل و فرعش خوب خبر دارند اما مثلاً دلپاکی رو بهانه می کنند یا اینکه این خدایی که من می شناسم مثل خدای شما نیست و معمولاً این جور موقع ها برای اینکه مخاطب رو هم تحت تاثیر قرار بدن شروع می کنن به انواع و اقسام تهمت های ریز و درشت زدن به دین و نقل قول از آدم های مذهبی که نمی دونم چرا تو محیط واقعی و از بین این همه سخنان علما و وعاظ از این چیزا نمی بینیم

مثلاً می گن تو دینی که شما ساختین نباید با لبخند با خدا حرف زد و باید حتماً اخم و گریه باشه، توجه داشته باشین که طرف از موسیقی و شعرخونی مسیحی ها خوشش میاد و این انگ رو به دین خودش می چسبونه تا به شیوه اونها عمل کنه

یا اینکه میگه من از زن بودن خودم شرمنده نیستم که بخوام حجاب رعایت کنم، در صورتیکه نمی دونم این پیش فرض غلط غیر از ذهن خود این فرد کجا تبلیغ شده که بهش استناد می کنه

خلاصه اینکه اخیراً هر چی انتقاد از دین اصیل و تبلیغ هرهری مذهبی می بینم، از ذهنیات فردی نشات گرفته و به افراد دین دار و مبلغان دین ربط داده میشه. در مواجهه با این افراد باید همون اول پیش فرضش رو رد کرد و اینکه این گفته تهمت این فرد به دین است تا اینکه بخوای از دین دفاع کنی...

و اینکه حتی اگر گناهی هم فردمی کنه، اعتقاد داره که خدا می بخشه و اینکه مثلاً خدا اینقدر محتاج و ظالم نیست که بخواد یک عده آدم ناتوان مخلوق خودش رو عذاب کنه و یا به چار تار مو یا یک رکعت نماز گیر بده..

در زمینه خوش گمانی به خدا تو کتاب المراقبات از میرزا جوادآقا ملکی تبریزی می خونیم:

روایات می گوید: کسی به خدا خوش گمان نبوده، مگر اینکه خداوند با همان گمان، با او رفتار کرده است. ولی خیلی ها فریب خورده و بی مبالاتی در دین را با خوش گمانی به خدا اشتباه گرفته اند. اگر شیطان برای انسان چنین وانمود کند که گناه او ناشی از خوش گمانی او به خداست باید از او دلیل خواسته و بگوید:

اگر واقعاً چنین است پس چرا در مورد رزق خود خوش گمان نیستم - رزقی که خداوند آن را تضمین نموده و با سوگند بر آن تاکید کرده است. و اگر به عنایت و لطف و کرم او خوش گمانی، این صفات، فقط مربوط به امور اخروی نیست و اگر در امور دنیایت نیز به کرم او معتقد هستی چرا وقتی اسباب رزق را از دست می دهی مضطرب شده و به کرم او تکیه نمی کنی؟ چرا به خاطر حاجت های دنیوی این همه غصه خورده و اندوهگین می شوی؟ اگر پدری پولدار و با محبت که روزی تو را تضمین کرده بود، می داشتی به سخن او اعتماد و ضمانت او را قبول نمی کردی؟ آیا عنایت خدا را کمتر از لطف پدرت می دانی؟ ...

و اینکه بسیاری از این افراد و خود ما، هنگام غم و غصه دنیایی آنقدر بی تاب و شاکی می شویم از زمین و زمان و هنگام گناه آنقدر به لطف خدا امیدواریم که اگر همین حس و حال این دنیایمان را ملاکی برای آن دنیا قرار دهیم، این امید واهیمان را بهتر درک می کنیم

/ 10 نظر / 22 بازدید
سفیرجزیره مجنون

چادر سیاه من رنگ خون است ... نور دارد و کور می کند چشم بی بصیرتان را ... آقایان رسانه اینقدر خودتان را خرج نکنید به خودتان می ایید می بینید تمام شده اید بـــــــــــ روزیم

دلاور شهرستانی

سلام واقعا جالبه که همین افرادی که این قدر دین را مبتذل و سطح پایین می بینند و مثلا می گویند:دوست دارم با کفشهایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم تا اینکه در مسجد باشم و به کفشهایم فکر کنم. کمی هم راجع به مسائل زندگی سطحی و قشری نگاه کنند. مثلا یه طنزه که میگه خدا زن را که خلق کرد گفت اشکال نداره آرایش میکنه خوشگل میشه!!! توی بعضی سایتها عکسهای عمل جراخی زیبایی بینی رو گذاشتند که نشون میده بعضیها چقدر زیبایی رو به عکس دینشون جدی میگیرن

امیــــر

البته من نباید در امور دینی اظهار نظر کنم ولی در بعضی جاها بعضی ها تند روی هایی داشتند که بعضی ها رو از دین زده کردند

پیمان

سلام گذرگاه . ممنون از اینکه اومدی و نوشتی . نوشته های خیلی جالبی داری . موفق باشی ... [گل]

سيد ياسين

سلام امیدوارم ایام میهمانی به کامتان باشد. در این ماه مهربانی که سیمتون وصله به اون بالا بالاها دعامون کنید. بهترین ها نثارتان باد. راستی حاجی افتخار حضور بدید خوشحال می شیم. یا حق

جنجال یک سکوت

دعوتید به یک ضیافت... وبلاگ جنجال یک سکوت منتظر لبیک شماست...!

ره گذر

هم اسمیم ... فکر کردم خودمی ... اومدک دیدم خودتی ... التماس دعا ...

زهرا قدیانی

سلام بعضی از مطالبتون رو خوندم. اون مطلبی که درباره حوزه نوشته بودید جالب بود برام. و جالب تر اینکه فکر می کردم مرد هستید وقتی اونو خوندم تازه مشخص شد زنید! بیشتر درباره حال و هوای حوزه بنویسید چون به شخصه دوست دارم بدونم درباره ش. خدا را چه دیدی شاید ما هم رفتیم طلبه شدیم!